آنقدر برای تو غزل خواهم گفت تا قصه عشق ما جهانگیر شود
جاده ای می شناسم در افق راه آن هموار است یا که ار بحر پر از موج و صدف می گذرد جاده ای ست اطرافش پر ز گلها و چمن کاج هایی دارد هم قد فضا انتهایی شاید هم رنگ خدا آری بیگانه بیا با ما باش ما در این جاده سر انجام دری خواهیم یافت... فرشاد قاسمی طوسی چرا اینجا می نویسم نمی دونم چی کار باید بکنم... غروب بایکی از دوستام داشتم حرف می زدوم اون گریه می کرد. می گفت می خواد خودکشی کنه اون داشت وصیت می کرد. من هم می ترسیدم هم نمی خواستم حرفشو باور کنم. اما نگران بودم. دلشوره دارم. دارم دق می کنم. اگه همچین کاری بکنه... خدای من چی کار کنم. همین چند لحظه پیش نگرانیم به سر حد خودش رسید و بعد از کمی قدم زدن بهش زنگ زدم. صداش ضعیف بود. فکر کردم از خواب بیدار شده. باهاش که حرف زدم نای حرف زدن نداشت. نفس نفس می زد. از تو صدای ضعیفش فهمیدم توی حمومه و رگ دستشو زده. گوشی رو قطع کردم و زنگ زدم خونشون. خواهرش گفت خوابه. اما خواهرش که خبر نداره که اون داره چی کار می کنه. به خواهرش گفتم آخه بعدازظهر یه خورده کسالت داشت می خواستم ببینم حالش خوبه؟ بااین حرف خواستم یه تلنگری به خانوادش بزنم. اما اگه اونا نفهمن... خدای من از دست دادن یه دوست که هر روز پیشته خیلی سخته. خداکنه خواهرش با حرفای من ، بره یه سر و گوشی آب بده. خدایا خودت ککمش کن... برای پرهیز از گرایش های منفی دو راه ویژه وجود دارد که موجب می شود قدرت شفابخش عشق در ذهن و تن و امورتان به کار افتد . این دو عمل عبارتند از : پالایش و بخشایش . شاید به شگفت در آیید که این دو عمل بخشی از عشق است و هر گاه دیدی که سایر جنبه های عشق پاسخگو نبوده اند و اوضاع دشوار زندگیتان را شفا نبخشیده اند ، شاید هنوز به پالایش و بخشایش نپرداخته اید . چنین کنید که ثمرات نیکویی آن به سراغتان خواهد آمد . شاید این گفته خلیل جبران اشاره به همین دو جنبۀ عشق باشد : ” با ما از عشق بگو ، که عشق برای رشد تو و برای پیرایش توست ، میندیش که می توانی عشق را هدایت کنی ، زیرا اگر عشق ارزشمند بیابدت ، هدایتت خواهد کرد ! وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری دکتر شریعتی این منم ... موجودی به نام انسان. که پر خروش سوی دریا با والا ترین امید می شتابد پیوسته روشن تر وسالم تر، رها از هراجبار و لبریز از مهر ، پس این معجزه ی خویش را ای زیباترین ژانویه ستایشی کن کتاب"این است انسان" اثر فریدریش نیچه صدای ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنیدن نـداره توي آسموني که کرکسا پرواز ميکنن ديگه هيچ شاپرکي ، حس ِ پريدن نداره دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره بذا باد بياد ، تموم ِ دنيا زير و رو بشه قلباي آهني که ، ديگه تپيدن نداره خيلي وقته ، قصه ی اسب ِ سفيد ، کهنه شده نقض ِ قانون ِ آدمبزرگا جـُرمه ، عزيزم چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره نمی خوام کسی نصیحتم کنه. اما می خوام دادبزنم بگم زندگی کردن برام سخت شده. چرا یه هو همه چیز اینجوری شد؟!!! تو این شرایط فقط یه نفره که باهاش احساس راحتی میکنم. اونم فقط خداست که منو می فهمه. صدامو می شنوه... می دونم که فقط اون یه نفره که تنهام نمی زاره وبه دادم می رسه. پس کمکم کن نزار غرق بشم خدا جون ببخشید بی خبر چند وقتی نبودم. تو این مدت خیلی گرفته،عصبانی،ناراحت و غمگین و... بودم. حوصله نداشتم بیام. یعنی نه تنها حوصله وبلاگ،بلکه حوصله هیچی رو نداشتم. خیلی ناراحتم.دنیا خیلی بی رحمه... نه بهتره بگم آدماش بی رحمه نمی دونم ... نه،نمی دونم کی بی رحمه... اصلا ولش کن. حوصله ندارم بهش فکر کنم. فعلا... در این ساحل که من افتاده ام خاموش غم دریا دلم تنها وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست... نارسیس جوانی زیبابود که همه روزه برای تماشای زیبایی خودش به کنار یک دریاچه می رفت.وی آنچنان محو زیبایی خود می شد که یک روز داخل دریاچه افتاده و غرق گردید. در محلی که وی درون دریاچه سقوط کرده بود گلی رویید که آن را نارسیس نامیدند. وقتی نارسیس مرد ، "اوریادها" - "خدایان جنگلها" - آمده و آن دریاچه آب شیرین را به یک حوضچه اشکهای شور تبدیل کردند. اوریادها پرسیدند: -برای چه شما گریه می کنید؟ دریاچه گفت: -برای نارسیس گریه می کنم. آنها ادامه دادند: -آه ، گریه کردن شما برای نارسیس ، مارا نمی ترساند.درهر حال، علیرغم همه چیز ها همیشه در پی وی در داخل جنگل روان بودیم، و شما تنها کسی بودید که از نزدیک شاهد زیبایی او بودید. دریاچه پرسید: -مگر نارسیس زیبا بود؟ اوریادها پاسخ دادند: -چه کسی به جز شما می توانست این موضوع را بداند؟ چرا که اودر حاشیه تو ، همه روزه می نشست. و دریاچه برای مدتی به فکر فرو رفت و ساکت ماند و سرانجام گفت: -من برای نارسیس گریه می کنم ، اما هرگز متوجه نشدم که او زیبا بود. من برای نارسیس گریه می کنم، چرا که هر وقت بر روی حاشیه من خم می شد ، می توانستم در عمق چشمهایش ، زیبایی خودم را که در آنها انعکاس پیدا می کرد ، ببینم. کتاب کیمیاگر من چیستم؟ هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود چو کس با زبان دلم آشنا نیست دکتر شریعتی قصه از کجا شروع شد از گل و باغ و جوونه عشق تو براي قلبم اولين و آخرينه اي سلام عاشقونه اي عزيز آشيونه در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست مثل باران خنده هايت ديدني است گفتمش نقاش را نقشی بكش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا كشید
زندگی چون گل سرخی است پر از عطر و پراز خار و پراز برگ لطیف یادمان باشد اگر گل چیدیم عطروخاروگل و برگ همسایه دیوار به دیوارهم اند مدت زیادی بود معنی یه کلمه ذهنمو مشغول کرده بود عشق توی هر فرهنگ لغتی که دنبال معنیش میگشتم چیزی جز همون معانی تکراری وکلیشه ای پیدا نمی کردم از خیلی ها هم راجع بهش پرسیدم که هرکس یه جوابی داد تا اینکه یه روز یک نفر بهم گفت:عشق رو باید خودت معنی کنی اولش نفهمیدم منظورش چی بود. اما روزی که تو رو دیدم،معنی عشق رو فهمیدم... خیلی خیلی عمیق تر از اون چیزی که فکر می کنی. ![]()
![]()
![]()
![]()
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
همه چیز رو به راه و بر وفق مراد است و خوب
تنها
تنها دل ما دل نیست ...
آری
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم و برای سیاهی نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم و از آسمان درس پاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست
باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم ، مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام
نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هرگاه ارزش زندگی از یادم رفت
در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه میرود زل بزنم
تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش عشق میبارد
به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه ی قاصدک ها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم ، تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها می توان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم ! شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم ، شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پل های پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم ، شاید تنها چیزی است که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگی ست
یادم باشد که آدمها همه ارزشمندند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
یادم باشد زنده ام ....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
11×11=121
111×111=12321
1111×1111=1234321
11111×11111=123454321
111111×111111=12345654321
1111111×1111111=1234567654321
11111111×1111111=123456787654321
111111111×1111111=12345678987654321 ![]()
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...!
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم![]()
از صداي مهربون و يه سلام عاشقونه
اومدم به مهربوني که بگم با تو يه رنگم
تا بگم چه نازنيني اي شکوفه ي قشنگم
اي سلام عاشقونه اي عزيز آشيونه
عشقمون کاشکي همينجوري بمونه
اي سلام عاشقونه اي عزيز آشيونه
عشقمون کاشکي همينجوري بمونه
تويي تنها همزبونم که هميشه نازنينيه
اگه ده سال اگه صد سال شب و روز با تو باشم
تو واسم هنوز هموني که برام عزيز تريني
تو واسم هنوز هموني که برام عزيز تريني
تو واسم هنوز هموني که برام عزيز تريني
تو واسم هنوز هموني که برام عزيز تريني
عشقمون کاشکي همينجوري بمونه
اي سلام عاشقونه اي عزيز آشيونه
عشقمون کاشکي همينجوري بمونه![]()
.
.
.
. تولدت مبارك.
![]()
عزیزم به اندازه تمام کسانی که نمیشناسم دوستت دارم و سبدی از گلهای یاس و پونه با یه آسمون ستاره تقدیم تو به خاطر تولد زیبایت.
![]()
باهفت آسمون پرازگل یاس ومیخك
باصد تا دریا پرازعشق واشتیاق وپولك
یه قلب عاشق بایه احساس بی قراروكوچك
فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارك![]()
نگاهت را قاب می گیرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگی می بخشد.
امروز روز توست... تولدت مبارک
![]()
قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست با شکوه ترین روز دنیا تولد توست پس برایمن بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم.
تولدت مبارك زيباي من
خواستم برایت هدیه بگیرم
گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زیباییم
برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ایستادگی ام
بید گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که همیشه سر به زیر دارم
به فکر فرو رفتم و سرم را به زیر انداختم به ناگاه قلبم را دیدم
که بهترین چیز در زندگیم هست
به ناگه فریاد زدم
که قلبم را می فرستم چون
او خود زیباست، مظهرایستادگیست
سربه زیرو با نجابتست
تولدت مبارک
زمین اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت تا باغچه خالی قلبم جایگاه یک گل باشد. گل یاسمنم تولدت مبارک
ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین ! آسمانی میشوم وقتی نگاهت می کنم!
تولدت مبارک
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولدت مبارک
بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست
و قشنگ ترین روزم روز شکفتنت.
تولدت مبارک
تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر...
تولدت مبارک![]()
شهر خاموش صدايت ديدني است
![]()

![]()
![]()

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

















